خيلي وقته كه چيزي ننوشتيم ميدونم اما خوب ما هم دلايل خودمون رو داريم :
اول اينكه اينجا اينترنت سهميه بندي شده و مسلما تو اين شرايط كسي به فكر مطلب گذاشتن نيست چون بعد از چند بار ايميل چك كردن و چند سرچ سهميه شما تموم شده.نكته جالب اينكه انگار اين سهميه بندي فقط مخصوص قسمت فني و برنامه نويسيه و باقي قسمتها محدوديت ندارن.
دوم اينكه بدليل تعطيلات تابستاني اصلا فراموش كرده بوديم كه وبلاگي هم داريم و هر وقت كه يادمون مي افتاد اينترنتمون تموم شده بود !!!!!
سوم و از همه مهمتر اينكه سربازي امير حسين ( امير حسين گربه كش رو ميگما..... :) )تموم شد و كلا قسمت فرهنگي سربازخونه به حالت معلق در امده البته اين خودش احتياج به يه تاپيك داره كه چون خود امير زياد مهم نيست پس بيخيال تاپيك امير اما جالبه بدونيد كه از وقتي امير رفته :
ما به راحتي و به مقدار زياد ميوه ميخوريم.
ما به مقدار فراوان نان سنگك ميخوريم.
مجبور نيستيم ساعت 12 شب شام بخوريم اونم آشغال ( سوسيس يا فلافل ...)
بلوتوس بازي و ديدن كليپهاي صوتي و تصويري بصورت معلق درامده است.
كسي تو خونه قر (يا غر نمي دونم ) نمي زنه.
همه هر جوري بخوان و به دلخواه سوتي ميدن و كسي نيست كه همش آتو بگيره.
و..
.
.
.
البته اينم بگم قبل از امير حسين ، جابر هم از سربازخونه رفته بود.
امير رفت اما آرزو دارم با تمام وجود خاك تو سرش بريزم آخه حيف نون يه شيريني كه هيچي يه سانديس هم نداد ( البته ميدونم اگه اينو بخونه ديگه بيسكويت هم نميده که مهم هم نيست) ولي اگه برگرده من بعنوان زورگير خونه از طرف بچه ها از همين تريبون اعلام ميكنم كه علاوه بر شيريني كه ميگيريم (حتي به زور) ، شستشوي مناسبي هم به ان عزيز از دست رفته خواهيم داد. تازه آقا وقتی میخاسته بره یه سری
تصاویر مستهجن هم از خودش به یادگار گذاشته که باعث شده بچه ها دست به طراحی تاکتیکهای جدید برای شستنش بزنند .
اما يه سرباز جديد هم امده بنام آقا مهدي . ج از اهالي بيدگل كاشان كه مدركش هم كامپيوتره و تو قسمت فروشگاه كار ميكنه ولي چون بعد از دو سه روز براي نمايشگاه بردنش تهران زياد باهاش آشنا نشديم اما مهمترين ويژگيهايي كه تو اين موجود هست :
دايورت شديد و در تمامي موارد.
بازهم دايورت شديد .
اهل حال و شوخی
جنبه بالا حتي در هنگام شسته شدن
جدي شدنهاي خيلي خنده دار
يكي از شيرين كاريهاي اوس مهدي اولين آشپزيش تو خونه بود : اول كه بعد از ساعتها بحث در مورد غذا آخر قرار شد براي سه شنبه تن ماهي درست كنه تا دستش راه بيفته وقتي از خريد تن ماهي برگشت به مجتبي گفته بود اينجا قيمتها چه جوريه؟ مجتبي گفته چطور مگه؟ در جواب گفته بود آخه مرده (فروشنده)
قيمت تن ماهي ها رو 1000 و 950 و 900 ميگفت ولي من آخرش 850 رو بهش دادم .فروشنده ميگفت بابا برامون صرف نداره ولي من همون 850 رو بهش دادم و امدم ::) جالب اينه كه قيمت روي كنسرو تن ماهيها 950 خورده.
اما همون تن ماهيها رو اوس مهدي طوري درست كرده بود كه اگه به گربه هم ميدادي نمي تونست بخوره ولي ما چون خيلي گشنه بوديم خورديم . سيب زمينيها خام ، گوجه ها هم معلوم نبود قرار بوده سرخ بشن يا ......... بهر حال نيم پز بودن . از پیاز هم خبری نبود میگفت : من پیازها رو ندیدم (پیازها و سیب زمینیها کنار هم هستند ) تن ماهيها هم معلوم نبود چه مزه اي ميدادن نه نمك نه ادويه نه رب ......